مرکز مشاوره جوانه رشد تبریز | تست هوش و استعدادیابی در تبریز | مشاوره تحصیلی در تبریز | مشاوره کودک، نوجوان و خانواده در تبریز | درمان افسردگی، وسواس و اضطراب در تبریز

مشاوره تحصیلی، تربیتی، یادگیری، انگیزش، روش‌های مطالعه، انتخاب رشته و برنامه ریزی کنکور، کودک، نوجوان، خانواده، تست هوش، استعدادیابی، درمان افسردگی، وسواس، اضطراب، ازدواج، طلاق

مشاورۀ تحصیلی

 

مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره جوانه رشد تبریز با بهره گیری از اساتید مجرب دانشگاههای تبریز تخصصی ترین مرکز مشاوره تحصیلی شمال غرب ایران زیر نظر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران است که در مقاطع مختلف تحصیلی آماده ارائه خدمات نوین، به روز و علمی مشاوره تحصیلی، استعدادیابی تحصیلی و شغلی، انتخاب رشته تحصیلی و دانشگاهی است.  این مرکز در ابتدا به ارزیابی و شناخت صحیح از هر داوطلب می پردازد و سپس به هدف گزینی و بازخورد همراه با نظارت و کنترل کلیه مراحل آموزشی و محیطی داوطلب اقدام می کند.

 

 

استعدادیابی

انتخاب رشته تحصیلی برای دانشگاه یکی از مهم‌ترین مراحل تحصیلی هر دانش‌آموز و دانشجو است. اهمیت این انتخاب به این دلیل مهم است که اگر منطبق بر استعدادهای دانش‌آموز‪, رشته او انتخاب نشود، ممکن است باعث افت تحصیلی در دانشگاه و عدم موفقیت نهایی شود ولی اگر این کار به‌درستی صورت گیرد ادامه مسیر با احتمال موفقیت بیشتری طی خواهد شد. انتخاب رشته دانشگاه بر انتخاب  شغل و حتی انتخاب همسر نیز تأثیر می‌گذارد. مجموع همه این‌ها احساس رضایت و لذت از زندگی را فراهم می‌آورد. اینکه تعداد زیادی از دانشجویان در ترم اول دانشگاه تغییر رشته می‌دهند حاکی از این است که باید هرچه زودتر و دقیق‌تر در انتخاب مسیر به آن‌ها کمک شود. پدر و مادرها در نظر داشته باشند که صرفاً این امر که شما دوست دارید فرزندتان در انتخاب رشته و ادامه تحصیلات سراغ رشته‌ای برود که شما دوستش دارید کاملاً غلط است و متأسفانه به همین دلیل و همچنین عدم استعدادیابی و ارزیابی دقیق ویژگی‌های شخصیتی و انگیزشی دانش آموزان، هرسال استرس و فرسودگی خیلی زیادی برای بیشتر یادگیرندگان و والدین ایجاد می‌شود و سلامت روان آن‌ها را به مخاطره می‌اندازد.

 

 

 

چرا برخی از دانش‌آموزان یادگیرندگان موفقی نیستند؟

وقتی‌که در مورد دلایل موفقیت کم صحبت می‌کنیم ما دانش‌آموزان دارای ناتوایی‌های یادگیری، مهارت‌های زبانی ضعیف یا کسانی که به دلیل عواملی خارج از کنترل آن‌ها آموزش کافی دریافت نکرده‌اند، را نادیده می‌گیریم و در مورد دانش‌آموزانی صحبت می‌کنیم که باید به بالاتر از عملکرد کنونی‌ خودشان دست پیدا می‌کردند. در بسیاری از موارد می‌توان بیش از یک تبیین برای یک دانش‌آموز ارائه کرد.

 

آن‌ها باورهای غلطی در مورد استعداد، یادگیری و انگیزش دارند

باورهای دانش‌آموزان درباره یادگیری و انگیزش بر رفتارهای آن‌ها تأثیر می‌گذارد. رفتارهای زیر می‌توانند در موفقیت نقش داشته باشند: اگر دانش‌آموزان باور داشته باشند که کمتر از دیگران توانائی دارند ممکن است زمان قابل‌توجهی را صرف راهبردهای اجتناب از شکست در کلاس بکنند (برای مثال، تلاش می‌کنند تا معلم شان از آن‌ها سؤال نپرسد، مطالب درسی را از دوستان خودشان کپی می‌کنند و تظاهر می‌کنند که خیلی سخت‌کوش هستند درحالی‌که واقعاً تلاش نمی‌کنند). دانش‌آموزان دیگری که عقیده دارند آن‌ها می‌توانند به موفقیت برسند به‌احتمال‌زیاد زمان بیشتری را صرف استفاده از راهبردهای مطالعه می‌کنند و تمایل دارند در انجام تکالیف دشوار بیشتر اصرار بورزند.

برخی دانش‌آموزان باور دارند که توانایی، استعداد یا هوش ثابت است؛ یعنی اینکه افراد با مقدار معینی از استعداد متولد می‌شوند و دیگر نمی‌توان آن را تغییر داد. این کج‌فهمی اغلب باعث می‌شود که برخی از دانش‌آموزان بپذیرند که موفقیت پایین آن‌ها غیرقابل‌اجتناب است و به نمره متوسط راضی شوند و فکر کنند که تنها دانش‌آموزان دارای استعدادهای درخشان می‌توانند نمرات بالا بگیرند. روان‌شناسان پی برده‌اند که هوش تابع مقدار اطلاعات دانش‌آموزان و همچنین راهبردهایی است که آن‌ها برای کنترل تفکر و یادگیری‌ خودشان استفاده می‌کنند. به‌بیان‌دیگر، دانش‌آموزان ”باهوش“ استعدادهایی فراتر از دانش‌آموزان دیگر ندارند. دانش‌آموزان باهوش به شیوه مؤثرتری در مقایسه با سایر دانش‌آموزان مطالعه می‌کنند. اگر دانش‌آموزان دیگر هم از روش‌های مشابهی استفاده کنند آن‌ها هم باهوش می‌شوند.

متأسفانه بسیاری از دانش‌آموزان، دانشگاه را با این تفکر سپری می‌کنند که آن‌ها یادگیرندگان خوبی نیستند و برای بهبود موفقیت‌های خودشان کاری نمی‌توانند انجام دهند. این باور غلط اغلب در کل زندگی با افراد باقی می‌ماند و اهداف و آرزوهای آن‌ها را محدود می‌کند. مسئله این نیست که این دانش‌آموزان قادر به تبدیل‌شدن به یادگیرندگان موفق نیستند؛ بلکه به آن‌ها آموخته نشده است که چگونه به‌طور مؤثرتری مطالعه کنند و یاد بگیرند.

 

آن‌ها از رفتار یادگیری غیرموثر خودشان آگاهی ندارند

بسیاری از دانش‌آموزان بر این باورند که اگر آن‌ها مقدار زیادی از وقت خود را صرف مطالعه کنند حتماً موفق خواهند شد. یادگیرندگان موفق سخت کار می‌کنند اما می‌دانند که نحوه مطالعه‌کردن آن‌ها مهم‌تر از مقدار زمانی است که صرف مطالعه می‌کنند. برای مثال، بسیاری از دانش‌آموزان دانشگاه گزارش می‌کنند که آن‌ها قبل از اینکه امتحان بدهند زمان قابل‌توجهی را صرف خواندن کتاب می‌کنند. برخی از دانش‌آموزان آگاه نیستند که عمل خط‌کشیدن زیر کلمات و عبارت‌ها در متن‌ها (های‌لایت‌کردن) و خواندن صرف مطالب معمولاً یک راهبرد یادگیری غیرمؤثر است زیرا از فعالیت‌های نسبتاً منفعلی تشکیل‌شده‌اند و تفکر یا پردازش کمی در آن‌ها صورت می‌گیرد. احتمال دارد زمان قابل‌توجهی را صرف خط‌کشیدن زیر مطالب یا خواندن مجدد یک فصل بکنید و هنوز هم بسیاری از ایده‌های مهم موجود در آن را به یاد نیاورید. خواندن و به‌خاطر سپردن دو عمل متفاوت هستند. تاوقتی‌که دانش‌آموزان فعالانه در چارچوب‌بندی، سازمان‌دهی و پرسیدن سؤال از خودشان و تهیه خلاصه مطالب درگیر نشوند بیشتر وقت خودشان را بیهوده تلف خواهند کرد .

 

آن‌ها در حفظ راهبردهای یادگیری و انگیزشی مؤثر شکست می‌خورند

از دانش‌آموزان دبیرستانی معمولاً بیشتر امتحان گرفته می‌شود؛ بنابراین اگر نمره آن‌ها در اکثر ارزشیابی‌ها خوب باشد اما در یک یا دو آزمون خوب عمل نکنند، آن‌ها می‌توانند هنوز هم نمره‌های بالایی بگیرند. در دانشگاه وضعیت متفاوت است و ارزشیابی‌های کمتری در طول ترم انجام می‌گیرد. برای مثال، یک درس ممکن است نیاز به مقاله، دو امتحان میان‌ترم و یک امتحان نهایی داشته باشد؛ هر ارزشیابی ممکن است ۲۰ تا ۳۰% نمره نهایی را شامل شود. دانش‌آموزانی‌که نمرات بالایی می‌خواهند نمی‌توانند در طول ترم درس‌هایشان را دست‌کم بگیرند.

بسیاری از دانش‌آموزان، دانش در مورد نحوه یادگیری و انجام خوب تکالیف را نشان می‌دهند اما در حضور منظم سر کلاس خوب عمل نمی‌کنند و تکالیفشان را انجام نمی‌دهند و در کل تکالیفشان را به‌موقع انجام نمی‌دهند. اگرچه این دانش‌آموزان توان بالقوه برای عملکرد خوب را دارند اما نمی‌توانند انگیزه‌ بالای خودشان را در طول ترم حفظ کنند. نتیجه نهایی این کار عملکرد تحصیلی پایین‌تر می‌باشد.

 

آن‌ها برای تغییر رفتارهای یادگیری و مطالعه خود‌شان آماده نیستند

برخی از دانش‌آموزان متقاعد نمی‌شوند که نیاز به تغییر دارند. به‌هرحال، آن‌ها دبیرستان را سپری کرده و توانسته‌اند به دانشگاه وارد شوند. این دانش‌آموزان اغلب این سؤالات را به شکل عمومی یا خصوصی مطرح می‌کنند ”چرا باید نیاز به تغییر داشته باشم؟“، ”من از دبیرستان فارغ‌التحصیل شده‌ام“ یا ”من در این دانشگاه قبول شده‌ام“. این وضعیت تا امتحانهای میان‌ترم ادامه دارد، در این امتحانات برخی از دانش‌آموزان متوجه می‌شوند که خیلی از مهارت‌های یادگیری و مطالعه مورد استفاده در دبیرستان برای موفقیت تحصیلی در دانشگاه مؤثر نیستند. هرچقدر دانش‌آموزان زودتر از این واقعیت آگاه شوند، به همان‌اندازه سریع‌تر می‌توانند تغییرات لازم را ایجاد کنند.

اگرچه خیلی از دانش‌آموزان می‌دانند که نیاز به اصلاح و بهبود دارند، بااین‌حال آن‌ها مایل‌اند به راهبردهای آشنا و قبلی خودشان بچسبند، حتی اگر نتایج خوبی برای آن‌ها به بار نیاورند. آن‌ها در واقع انگیزه‌ای برای تغییر ندارند. برخی از دانش‌آموزان بر این باورند که یادگیری روش‌های جدید به زمان و تلاش بیشتری نیاز دارد. یادگیری اجرای یک آهنگ جدید با گیتار یا یادگیری رقص جدید نیز نیاز به تلاش دارد. ولی چون افراد از این فعالیت‌ها لذت می‌برند و رضایت خاصی از مهارت‌یافتن در این حیطه کسب می‌کنند، درنتیجه کارهای زیادی که برای این فعالیت‌ها انجام می‌دهند به چشم نمی‌آید. وقتی‌که دانش‌آموزان از تلاش و زمانشان به شکل هوشمندانه استفاده می‌کنند و روش‌های مؤثرتر یادگیری به‌کار می‌گیرند، متوجه می‌شوند که مقدار زمان و تلاش صرف‌شده از طریق نمره‌های بالاتر، دانش و اعتمادبه‌نفس بیشتر و همچنین زمان بیشتر برای تفریح جبران می‌شود.

 

چگونه می‌توانم رفتار تحصیلی‌ام را مدیریت کنم؟

شش مؤلفه اصلی خودنظم‌دهی تحصیلی در زیر ارائه می‌شوند. یادگیری مهارت‌های خودنظم‌دهی مرتبط با هرکدام از این مؤلفه‌ها می‌تواند به اِعمال کنترل بر یادگیری و بهبود پیشرفت تحصیلی شما کمک کنند:

  • انگیزش
  • روش‌های یادگیری
  • استفاده از زمان
  • محیط فیزیکی
  • محیط اجتماعی
  • نظارت بر عملکرد

یادگیرنده موفق کیست؟

اکثر ما افراد متخصص و موفق در برخی از حوزه‌ها یا حرفه‌ها (برای مثال لوله‌کشی، موسیقی‌، ورزش و معلمی) را دیده‌ایم، یا آن‌ها را می‌شناسیم و یا درباره آن‌ها مطالبی خوانده‌ایم. این افراد دانش و مهارت‌های ویژه‌ای در یک حوزه خاص دارند. به‌صورت مشابهی، یادگیرندگان موفق نیز از دانش و مهارت‌هایی برخوردارند که باعث تمایز آن‌ها از یادگیرندگان کمتر موفق می‌شود. دانش‌آموزان موفق افرادی نیستند که بیشتر از دیگران می‌دانند. آن‌ها راهبردهای یادگیری مؤثر و کارآمدی برای دستیابی و استفاده از دانش خودشان دارند. آن‌ها می‌توانند در خودشان انگیزه ایجاد کنند و همچنین می‌توانند بر رفتارهای خودشان، زمانی که یادگیری ‌کُند پیش می‌رود یا زمانی که یادگیری اتفاق نمی‌افتد، نظارت کرده و تغییر دهند.

همان‌طور که افراد نمی‌توانند بدون تمرین تبدیل به موسیقی‌دان، رقاص یا گلف‌باز حرفه‌ای شوند، یادگیری برای تبدیل‌شدن به یک یادگیرنده موفق نیز مستلزم چیزی بیشتر از خواندن یا شنیدن صِرف سخنرانی‌های کلاسی است. به این دلیل ما از شما خواهیم خواست تا به سؤالات و تمرینات پاسخ دهید و درواقع، روش‌های جدید یادگیری را تمرین کنید. کلید موفقیت شما تمرین راهبردهای یادگیری آموخته‌شده در این جلسات مشاوره است، ‌طوری که بتوانید آن‌ها را به‌صورت خودکار انجام دهید. هنگام تمرین قادر خواهید بود مطالب بیشتری را در زمان کمتری در مقایسه با زمان قبل از استفاده از راهبردهای جدید یاد بگیرید؛ بنابراین شما مطالعه ”هوشمندانه“‌تر و نه الزاماً سخت‌تر را یاد خواهید گرفت.