مرکز مشاوره جوانه رشد تبریز | تست هوش و استعدادیابی در تبریز | مشاوره تحصیلی در تبریز | مشاوره کودک، نوجوان و خانواده در تبریز | درمان افسردگی، وسواس و اضطراب در تبریز

مشاوره تحصیلی، تربیتی، یادگیری، انگیزش، روش‌های مطالعه، انتخاب رشته و برنامه ریزی کنکور، کودک، نوجوان، خانواده، تست هوش، استعدادیابی، درمان افسردگی، وسواس، اضطراب، ازدواج، طلاق

مشاورۀ کودک و نوجوان

 

 

 

 

آیا امروزه هویت‌یابی برای نوجوانان دشوارتر از سال‌های قبل است؟

اگرچه هیچ راهی برای پژوهش در این زمینه وجود ندارد ولی به نظر می‌رسد چنین است. سال‌های پیش نوجوانان انتخاب‌های کمتری در پیش پای خود داشتند، سرعت انتشار خبرها کند بود، ارزش‌های والدین به‌سرعت امروزی مورد چالش قرار نمی‌گرفت. امروزه موقعیت خیلی متفاوت است. تلویزیون، رسانه‌های الکترونیکی، فیلم‌ها، شبکه‌های اجتماعی و . . . اطلاعات را خیلی سریع از اقصا نقاط دنیا مخابره می‌کنند. همراه با این انفجار اطلاعات، نوجوانان با بسیاری از ارزش‌ها و انتخاب‌های جدید مواجه می‌شوند. این عوامل در کنار نرخ سریع تغییرات در جامعه از جنبه‌های متعدد نظیر مشاغل و مهارت‌های موردنیاز بازار کار در این دنیای بی‌ثبات، شکل‌گیری هویت را در مقایسه با دهه‌های پیش دشوارتر می‌سازد.

نظریه اریک اریکسون

«من کیستم؟» این سؤالی است که ذهن هر نوجوانی را به خود مشغول می‌کند و به دنبال همین سؤال است که در جستجوی خویشتن و کسب هویت تلاش می‌کند. بسیاری از نوجوانان با شور زیادی از خود سؤال می‌کنند که جایگاه اجتماعی من کجاست؟ شغل آینده من چیست؟ رشته تحصیلی من چه خواهد بود؟ سرانجام به چه کسی ازدواج خواهم کرد؟ ارزش‌های مذهبی، اخلاقی و فلسفی من چه خواهد بود؟ همان‌طور که اشاره شد انتخاب راه‌ها و ارزش‌های ممکن برای نوجوانان چندان ساده نیست. یکی از روانشناسان معروف که نام او به هویت‌یابی در دوره نوجوانی تداعی می‌شود اریک اریکسون است. اریکسون بر این باور بود که اصلی‌ترین تکلیف یک نوجوان حل بحران «هویت در برابر سردرگمی نقش» است. برای رسیدن به هویتی کم‌وبیش باثبات، نوجوان باید نیازها، آرزوها و توانایی‌های خود را به شکل تازه‌ای سازمان‌دهی کند تا از این طریق بتواند خود را با انتظارات موجود در جامعه سازگار کند.

یکی از اهداف اصلی تجربه دانشگاهی برای افراد ایجاد حس منسجم و یکپارچه از هویت است. این وضعیت در نوجوانی شروع می‌شود و معمولاً در زمان فارغ‌التحصیلی از دانشگاه (در حدود ۲۱ سالگی) به پایان می‌رسد. بر اساس نظر اریکسون هویت شامل جستجوی تصویر ثابت و پایدار از خود به آن صورت که هست و به آن صورت که فرد می‌خواهد باشد.

نظریه مارسیا

نظریه وضعیت هویت مارسیا از طریق چهار الگوی متفاوت و موضوعات معمولی که نوجوانان تجربه می‌کنند، اطلاعاتی درباره رشد هویت فراهم می‌کند. بر اساس نظر مارسیا، ملاک دستیابی به هویت بالغ بر دو عامل استوار است: بحران و تعهد. بحران به زمان‌هایی در دوره نوجوانی اشاره دارد که فرد به‌صورت فعال در انتخاب باورها و شغل‌ها درگیر می‌شود. تعهد به میزان سرمایه‌گذاری شخصی فرد به یک شغل یا باور اطلاق می‌شود.

در ادامه چهار وضعیت هویت به‌صورت مختصر بحث شده‌اند. نوجوانی با حالت سردرگمی یا ابهام هویت شروع می‌شود، یعنی موقعیتی که در آن فرد تعهد جدی به ایدئولوژی‌های مختلف، شغل یا روابط بین شخصی نداشته و در مورد این تعهدات نمی‌اندیشد (نه بحران، نه تعهد). زمانی که افراد رشد می‌کنند و تجارب آموزشی، کاری و بین شخصی بیشتری کسب می‌کنند، ممکن است شروع به تأمل درباره برخی تعهدات درازمدت می‌کنند. این حالت تعلیق یا وقفه هویتی گفته می‌شود، یعنی موقعیتی که در آن گزینه‌های مختلف بررسی می‌شود و نقش‌های مختلف تجربه می‌شوند، اما تصمیمات نهایی در طول یک دوره نامشخصی به تعویق می‌افتد (بحران، بدون تعهد).

 

گاهی اوقات ابهام تفکر در مورد آینده فرد می‌تواند به اضطراب زیاد بینجامد، به‌ویژه هنگامی‌که شخص پاسخ‌هایی به سؤال‌های والدین و دوستان درباره مشاغل آینده و گزینه‌های تحصیلی نداشته باشد. به همین دلیل، برخی از افرادی که تازه به سن جوانی رسیده‌اند، سعی می‌کنند در حالت سردرگمی و ابهام هویت باقی بمانند، در این دوره آن‌ها فکر کردن درباره گزینه‌ها و تعهدات را کنار می‌گذارند یا مستعد هویت زودرس و ضبط هویت هستند. در چنین حالتی، افراد برخی از باورها و اهداف را بدون بررسیِ دقیق جایگزین‌ها انتخاب می‌کنند. بهترین مثال برای این حالت دانش‌آموز دبیرستانی است که مادرش دکتر یا وکیل است و پاسخ او به پرسش معمول ”در دانشگاه می‌خواهی چه رشته‌ای بخوانی؟“ جواب می‌دهد ”حقوق“ یا ”پزشکی“، این در حالی است که او این مشاغل را به‌صورت دقیق بررسی نکرده است. چنین پاسخ‌هایی مانع طرح سؤال‌های بیشتری درباره اهداف زندگی می‌شود و برای افراد نیز رضایت‌بخش است، زیرا از نگرانی آن‌ها درباره رشته تحصیلی می‌کاهد (تعهد، اما بدون بحران).

تجربه‌های بیشتر به روشن شدن نگرش‌ها، ارزش‌ها و خودارزیابی‌ها کمک می‌کند، طوری که افراد جوان بحران هویت را حل‌وفصل می‌کنند و تعهدات نسبتاً ثابت و پایداری را ایجاد می‌کنند که هویت تحقق‌یافته را شکل می‌دهد.

این چهار وضعیت ممکن است به‌عنوان یک دوره گذرای رشدی در نظر گرفته شود؛ اما هیچ‌یک از مراحل پیش‌نیاز مراحل دیگر نیست. تنها وضعیت وقفه هویت به نظر می‌رسد که برای کسب هویت ضروری ‌باشد، چون فرد نمی‌تواند هویت کامل را بدون بررسی گزینه‌های مختلف و جایگزین توسعه دهد. واترمن الگوهای ممکن در شکل‌گیری هویت را معرفی کرد. برای مثال، یک الگو از سردرگمی به وقفه و سپس به کسب هویت منجر می‌شود؛ الگوی دیگر ممکن است با ضبط هویت شروع و به‌سوی وقفه حرکت کند و سپس به کسب هویت بینجامد. الگوی اخیر غالباً زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در دانشگاه متوجه می‌شود که واقعاً هیچ علاقه، یا استعدادی برای یک هدف خاص ندارد. الگوی دیگر ممکن است از سردرگمی هویت به وقفه و کسب هویت و سپس به سردرگمی یا ابهام هویت برسد. در این موقعیت، فرد ممکن است معنای هدف را بر اثر برخی تجارب زندگی از دست بدهد و به جست‌وجوی تعهدات جدید بپردازد. آیا شما در یکی از این چهار وضعیت هویت قرار می‌گیرید؟ اگر چنین است، با استفاده از ملاک‌های وضعیت‌های هویت تبیین کنید که چرا فکر می‌کنید در وضعیت انتخاب‌شده قرار می‌گیرید. آیا در فعالیت‌هایی درگیر می‌شوید که ممکن است به شما کمک کند به‌سوی وضعیت کسب هویت نزدیک‌تر شوید؟ کدام‌یک از اهداف می‌توانند به وضعیت هویت تحقق‌یافته و یا کسب‌شده منجر شوند؟